دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

می 2016 - موزیک تو در تو

موزیک عشق منه
یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷
اعتراضی نیست از امیر شهیار
دانلود آهنگ جدید یاس به نام زنده باد ایران
دانلود آهنگ جدید یاس
محسن چاوشی
دانلود آهنگ عشق مهربون دیروز از پویا بیاتی به همراه متن ترانه

فرصت خداحافظی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۵

فرصت خداحافظی

فقط يك چيز از خداحافظى بدتر است:
فرصت خداحافظى پيدا نكردن.
اين زخم هميشه تازه مي ماند و هر چه نگفته اى و هرچه نكرده اى تا ابد عذابت مى دهد.
در هر چهره ى بيگانه او را مى بينى،
در هر لحظه ى بعد از او و به خودت مى گويى ا
گر آن آخرين بار اين يا آن كار را كرده بودم،
اگر اين يا آن كلمه را گفته بودم.
در نهايت مى فهمى فقط يك كلمه بود كه مى خواستى بگويى :
دوستت دارم. اين آن نگفته ى از دست رفته است.
و آن بوسه ها،
آن بوسه ها كه بر دست و صورتش ننشاندى و ديگر فرصتى براى هيچكدام اين ها نخواهد بود.
دنيا يك لحظه بود و تو آن لحظه را باخته اى.
آنكه اين فرصت را از دست داده، بازنده اى ابدى خواهد بود

بار ديگر قصه را سر ميكند آن دخترك

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

بار ديگر قصه را سر ميكند آن دخترك
جوى خشک شعر را تر ميكند آن دخترك
خلوت تنهايى ات را ميزند بر هم شبي
كوچه دل را معطر ميكند آن دخترك
گاچ دلتنگي دگر افكنده از سر، آمده
از غزل هاي تو چادر ميكند آن دخترك
نيست از دردي، نمايد فرش پای نازكش
آن شقايق را كه پرپر ميكند آن دخترك
سيب دل، دندان كه زد، احساسِ شعرِ نابِ تو
باورم كن تو! كه باور ميكند آن دخترك

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.
تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟
تو را کدام خدا؟
تو از کدام جهان؟
تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟
تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟
تو از کدام سبو؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!
مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!
کدام نشاط دویده است از تو در تن من؟
که ذره های وجودم تو را که می بینند
به رقص می آیند

يك كوچه ي تنها و من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

بوي باران ، بوي نم ، يك كوچه ي تنها و من
بغض سنگين، بوي غم، يك عالمه رؤيا ومن
وقت رفتن چشم من پاي دلت افتاده بود
چشم گريان، دست لرزان،شد دلي رسوا ومن
همچو يعقوب از فراقت ديده ام خشكيده است
بوي پيراهن ز كنعان، منتظر ، شيدا و من
دل ، غزالي خسته، پايش بسته در زنجير عشق
عشق را اما چه سود؟ از رفتنت سودا و من
تا تو رفتي گرد غم بر روح و بر جانم نشست
كِي شود آرام اين دل ؟ چشم بر فردا و من

توکل برخدایت کن

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

توکل برخدایت کن؛ کفایت میکندحتما؛
اگرخالص شوی با او؛ صدایت میکند حتما
اگر بیهوده رنجیدی؛ ازاین دنیای بی رحمی
به درگاهش قناعت کن؛ عنایت میکند حتما
دلت درمانده میمیرد؛ اگرغافل شوی از او
به هر وقتی صدایش کن؛ حمایت میکندحتما
خطا گر میروی گاهی؛ به خلوت توبه کن با او
گناهت ساده میبخشد؛ رهایت میکند حتما
به لطفش شک نکن؛ گردنیاحقیرت کرد
تو رسم بندگی آموز؛ حمایت میکندحتما
اگر غمگین اگر شادی؛ خدایی را پرستش کن
که هردم بهترینها را؛ عطایت میکندحتما

عاشقی یعنی همین یعنی حسودی می کنم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

عاشقی یعنی همین یعنی حسودی می کنم
جز کنار من که بنشینی حسودی می کنم
چهره ای زیباتر از من را؟…زبانم لال..نه!
بر همان چشم و لب و بینی حسودی می کنم
جز لب من از لبان کودکی حتی اگر
بوسه ای کوچک که برچینی حسودی می کنم!
اخم در هم می کشم وقتی کنارم نیستی
باز با یک حس بدبینی حسودی می کنم
خوب می دانم که این احساس زجرت داده است
من ولی با اینکه غمگینی حسودی می کنم
خسته ام دیگر از این دردی که روی سینه ام
می کند هرلحظه سنگینی حسودی می کنم
کاش می دیدی چه بر روز دلم آورده ای
رحم کن! آیا نمیبینی حسودی می کنم؟
املم!! اصلا تو هر چیزی که می گویی قبول
می شود در خانه بنشینی؟ حسودی می کنم!
در حدیثی خوانده بودم “الحسود لا یسود”
دوزخ من داشت یک معنی :حسودی می کنم!

من اگر روی تو حساسم و غیرت دارم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵

به تو غیرت دارم

من اگر روی تو حساسم و غیرت دارم
پشتِ این عاشقی‌ام منطق وُ حکمت دارم
نازبانویِ «عسل صورت» «خاتون‌ سیرت»
تا ابد با لبِ نازت، سَرِ صحبت دارم
محشر از چشمِ تو می‌ریزد و من اینگونه
تحتِ این فلسفه، ایمان به قیامت دارم!
خنده‌ات؛ حوریِ موعود بهشتی! به به!
خوش به حالم! چقَدر شادی و نعمت دارم
در لبانت پلِ معروف صراطست آری
در گذر از پلِ شیرینِ تو، رخصت دارم؟
چشم هرکس به تو درویش نباشد فی‌الفور
کور خواهد شد عزیزم! به تو غیرت دارم!

عشق وقتی که در قلبی اقامت می کند

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

عشق وقتی که در قلبی اقامت می کند
چشم ها دیگر به اشک و گریه عادت می کند
حاجت عاشق وصال است و روز و شب
می نشیند با خدای خود عبادت می کند
با وضو می خوابد و در خواب زاهر می شود
صورت معشوقه را هر شب زیارت می کند
دلبرم تاجر شده دل میخرد با یک نگاه
در خیابان می رود راحت تجارت می کند
آن درخت بید هم وقتی که او رد می شود
تا کمر خم می شود بر او ارادت می کند
پنکه ای که در اتاق توست شاید عاشق است !
باز می چرخد به سمت تو نگاهت می کند

عمر کوتاه من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵

عمر کوتاه من

وقتی که عمر
پیچک وار
از دیوار زندگی‌ات بالا می‌رفت
دست من کوتاه بود
و بخت آسمان در گرفتنت، بلند!
حالا هر غروب که می‌شود
من و گریه و خاطره‌ها
جمع می‌شویم دورِ نبودنت!
و نفس پشت نفس
تلف می‌کنیم مفهوم بودن را
کاش می‌شد که بفهمی
بدون تو چقدر
پیراهن این زندگی برایم
گشاد است و
بر تن روح مرده‌ام زار می‌زند…

من دلم خواست که نازت بِخرَم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵

من دلم خواست که نازت بِخرَم

من دلم خواست که نازت بِخرَم، حرفی هست؟!

تا شوی رونقِ شام وُ سَحرَم، حرفی هست

نذرِ دل بود غرورم کفِ پایت اُفتد

پرده‌یِ صبر به پیشت بِدَرَم، حرفی هست

از بخارایِ دلم سینه ‌کِشان می‌آیم

بر سمرقندِ لبت، جان سِپُرَم، حرفی هست

من دلم‌خواست تو را مجنون وُفرهاد سازم

خود که لیلی ‌تر وُ شیرین ترم، حرفی هست

آنچنان در بغلت محو شَوم، گُم گردم

تا نیابد کسی از من اثرم، حرفی هست

من دلم‌خواست که عاشق بِشوم، دَندَم نرم!

آبرو از دلِ شیدا بِبرَم، حرفی هست



دسته بندی

مطالب محبوب